مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 13

طب اكبرى ( فارسى )

بطلان باه و اورام خطرناك و آكله و جوششها و فساد هضم و ضعف قوّتهاى دماغى و حيوانى و طبيعى و مورث تبهاى محرقه و مركبه و غشّيّه و استسقائى كه علاج‌پذير نباشد و مولد سنگ مثانه و گرده و حرقة البول و ضعف اعصاب است و ساير مضرات او را حدى نيست . از آن جمله كه مضرّت عاجل و سهل العلاج است ، علت خمار است كه با تقلب نفس و برد اطراف و غثيان و تهوع و اعراض هولناك مىباشد و مضرتهاى آجل بدنى را اكثر ، علاجى نمىباشد . و امراض عقلانى ، غير متناهى ؛ از آن جمله تقويت قواى بهيمى است و ضعف قوت نفس ملكى است كه امتياز أشرفيت خلق با اوست » . حكيم « مير محمد حسين عقيلى خراسانى » - رحمة اللّه عليه - حكيم نامدار و صاحب تأليفات پربار ايرانى در كتاب « خلاصة الحكمة » وقتى به بحث آداب نوشيدن شراب مىرسد از ذكر آن خوددارى مىكند با وجود اينكه تمام اطباء اين بحث را در كتب خود گنجانده‌اند . حكيم ارزانى مؤلف همين كتاب در « قرابادين قادرى » در اواخر امراض باهيه ذيل عنوان « مثلث » يعنى شيره چنين مىنگارد كه : « شيره مباح است و من در كتاب مفرّح القلوب كه شرح قانونچه است به جاى خمر همين را تحرير كرده‌ام با فوايد فراوان » . حتى جايى در همين كتاب طب اكبرى تعبير به « شراب ملعون » دارد يعنى همين‌ها را هم باكراهت ذكر مىكند كه اگر بدل برايش ذكر نكرده شايد به اين جهت بوده كه كار او ترجمه بوده است نه تاليفى مستقل . حكيم مؤمن در ذيل « دبس » - دوشاب ، شيرهء انگور - نقل مىكند كه : « شيخ الرئيس » - قدس سره - فرموده كه با آب سيب و قدرى برگ ريحان و اندكى حرمل ، در جميع افعال ، قائم مقام خمر است سواى اسكار . اينجانب پس از تصحيح اين كتاب و كتاب شرح الاسباب و نيز تحقيق متون گوناگون ديگر ، مكرر ديده‌ام كه در كنار تجويز شراب در يك درمان ، بدل‌هاى « 1 » متعددى چه در نسخه و چه در مفرد شراب ذكر شده است مثلا نوشته‌اند : « با

--> ( 1 ) . غرض از تجويز شراب ، ممكن است تفريح باشد يا تنفيذ سريع دارو به بدن يا خواص آنكه برحسب هريك از اين‌ها بدلى خاص براى آن بايد انتخاب شود .